var head="http://ehsaniu7.persiangig.com/image/be3thack.jpg"; BeStHaCk
صفحه نخست | آرشيو مطالب | پروفايل مدير English / العربية / French
Translate This Page To English
تبديل هذه الصفحة إلي لسان العربية
Traduire cette page en français
اندازه قلم: گ گ گ
:تغيير رنگ
از اين قسمت مي توانيد رنگ اين صفحه را سفارشي سازي نماييد. تنها بر روي رنگ مورد علاقه ي خود کليک کنيد.

  • سر دفتر
  • اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  • صندوق پيام ها
  • صندوق پيام هاي پايگاه محلي براي نظرات کلي شما پيرامون پايگاه با نمايش عمومي
  • آخرين مطالب
  • مشاهده عناوين آخرين مطالب ارسال شده
  • تماس با ما
  • ارتباط آسان و سريع با پست الکترونيک من

غيرفعال كردن save as در IE 
موضوع: ترفند های جالب دوشنبه 1390/03/09
اگر مي خواهيد در برنامه intemet Explorer save as را غير فعال كنيد. برنامه regedit را اجرا كنيد. براي اعمال اين تغيير در كاربر خود به قسمت
HKEY CURRENTUSER و براي تغيير در كل ويندوز به قسمت HKEY-LOCAL-MACHINE برويد در هر كدام از اين دو قسمت به مسير زير برويد.
Software\policies\microsoft\intermet Explorer\Restricitions
در اين مسير مقداري به نام NoBrowser SaveAs را بيابيد.
اگر وجود ندارد آن را از نوع DWORD Value ايجاد كنيد. اين مقدار را به يك تغيير دهيد. براي اعمال تغييرات ويندوز خود را دوباره راه اندازي نماييد.

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

حذف درایوها از MY COMPUTER ( مخفی کردن درايوها ) 
موضوع: ترفند های جالب دوشنبه 1390/03/09
ابتدا به کمک دستور Regedit که در Start ==> Run تايپ ميکنيد رجيستري خود را باز نماييد سپس

به کليد زير مراجعه کنيد :
 

HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\Current Version \ Policies\Explorer
 

و يک متغير جديد از نوع DWORD ساخته و نام آن را NoDrivers بگذاريد مقداري که براي اين متغير تعيين

مي کنيد نشان مي دهد که چه درايوهايي مرئی هستند راست ترين بيت مربوط به گردونه ي:Aو بيت

 بيست و ششم مربوط به گردونه ي :Z است براي مخفي کردن هر درايو کافي است بيت آن را روشن

 کنيد. اگر با اعداد هگزا آشنايی کافی نداريد مي تونيد از اعداد دسيمال زير براي مخفي کردن هر درايو

يا چند درايو استفاده کنيد مثل اعداد زير :

A:1 , B:2 , c:4 , D:8 , E:16 , F:32 و...........

براي ناپديد کردن تمام درايوها مي توانيد از  6ffffff  ( عدد ۶ و  ۶ تا f پشت سر هم ) 

 را به متغير NoDrives بدهيد .

روش دوم:
1 . عبارت Diskmgmt.msc را در Run تایپ نمایید و از روی کیبرد کلید Enter را فشار دهید تا نرم افزار Disk Management اجرا شود .
2 . بر روی درایو مورد نظر خود رایت کلیک نمایید .
3 . از منوی ظاهر شده بر روی گزینه ی Change Drive Letter and Paths کلیک کنید .
4 . در پنجره ی جدید بر روی کلید Remove کلیک نمایید .
5 . پیغامی با عنوان Confirm ظاهر می شود ، بر روی Yes کلیک کنید .
کار تمام است اکنون My Computer رو باز کنید و نتیجه ی زحمات خود را ببینید !

نکته :

برای برگرداندن درایو Remove شده تا مرحله سوم پیش بروید و سپس بر روی کلید Add کلیک نمایید .
از کادر جدید نیز بر روی کلید OK کلیک کنید .

من از توضیح بیشتر درباره ی این نرم افزار صرف نظر می کنم و زحمت آن را به دوش جناب mehrdad.f می اندازم ...
با تشکر فراوان از زحمات این کاربر عزیز .
موفق باشید .



نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

دوست داشتن در مقابل استفاده كردن 
موضوع: جالب و پند آموز پنجشنبه 1390/02/15
زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش  تكه سنگي را بداشت و  بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت.
While a man was polishing his new car, his 4 yr old son picked up a stone and scratched lines on the side of the car.

مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده
In anger, the man took the child's hand and hit it many times not realizing he was using a wrench.

در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد

وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كي انگشتهاي من در خواهند آمد" !
When the child saw his father with painful eyes he asked, 'Dad when will my fingers grow back?'

آن مرد آنقدر مغموم بود كه هچي نتوانست بگويد به سمت اتوبيل برگشت وچندين باربا لگدبه آن زد
The man was so hurt and speechless; he went back to his car and kicked it a lot of times.

حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود  نگاه مي كرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر"
Devastated by his own actions, sitting in front of that car he looked at the scratches; the child had written 'LOVE YOU DAD

روز بعد آن مرد خودكشي كرد
The next day that man committed suicide. . .

-------
ادامه مطلب

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

عشق مادری 
موضوع: جالب و پند آموز پنجشنبه 1390/02/15

چند سال پیش، در یک روز گرم تابستان، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت

مادرش از پنجره نگاهش می‌کرد و از شادی کودکش لذت می‌برد.

 مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می‌کرد.

مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.


تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت.

تمساح پسر را با قدرت می‌کشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد.


پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.


خبرنگاری که با کودک مصاحبه می‌کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت:

 «این زخم‌ها را دوست دارم، اینها خراش‌های عشق مادرم هستند».


گاهی مثل یک کودکِ قدرشناس، خراش‌های عشق خداوند را به خودت نشان بده. خواهی دید چقدر دوست داشتنی هستند



نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

رماتیسم 
موضوع: جالب و پند آموز پنجشنبه 1390/02/15
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست

مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید 

پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟

کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم  حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است

مردک با حالت منفعل  دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد

بعد کشیش از او پرسید  تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟

مردک گفت من روماتیسم ندارم

اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است



نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

عکسی که دنیا را گیج کرد 
موضوع: دیگر پنجشنبه 1390/02/15
روی لینک زیر که یک فایل فلش می باشد کلیک کنید و تعجب کنید



نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

فقر 
موضوع: دیگر پنجشنبه 1390/02/15
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.

 آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:

 عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.

ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند.

 حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست!

با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم



نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله 
موضوع: دیگر پنجشنبه 1390/02/15
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

بی ریاترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی 
موضوع: دیگر یکشنبه 1390/02/11
نهایت عشق !
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

الاغ ملانصرالدین و تعمیر پشت بام خانه 
موضوع: دیگر یکشنبه 1390/02/11
یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

داستان درویش و زاهد و دخترک کنار رودخانه 
موضوع: دیگر یکشنبه 1390/02/11
زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:
«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.»
درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

داستان دختران و تجاوز، داستان من دختر فراری ایرانی مادرم  
موضوع: دیگر یکشنبه 1390/02/11
اسم‌ من‌ موناست‌ و 19 ساله‌ هستم‌. پدرم‌ بنا بود. از روزی‌ که‌ به‌ دنیا آمدم‌ صدای‌ دعواهای‌ پدر و مادرم‌ در گوشم‌ نجوا می‌کردند. مادرم‌ عاشق‌ پسر دیگری‌ بود اما خانواده‌اش‌ او را به‌ زور به‌ عقد پدرم‌ درآورده‌ بودند. در دریای‌ تلخی‌، کینه‌ و درگیری‌ بزرگ‌ شدم‌ مادرم‌ اصلا اهمیتی‌ به‌ من‌ و خواهر کوچکم‌ نمی‌داد. دیگر از این‌ وضعیت‌ خسته‌ شده‌ بودم‌. حسرت‌ دست‌ محبت‌ مادرم‌ را می‌کشیدم‌. اما افسوس‌ که‌ مادرم‌ تمام‌ فکرش‌ معشوقه‌اش‌ علی‌ بود. زندگی‌ ما بخاطر وجود او سیاه‌ شده‌ بود. نمی‌توانستم‌ خیانت‌های‌ مادرم‌ به‌ پدرم‌ را تحمل‌ کنم‌. از آخرش‌ می‌ترسیدم‌ اگر یک‌ روز پدرم‌ می‌فهمید چه‌ می‌شد. پدرم‌ بخاطر کارش‌ از صبح‌ تا شب‌ کار می‌کرد مادرم‌ هم‌ در غیاب‌ پدرم‌، علی‌ را به‌ خانه‌ می‌آورد. گاه‌گاهی‌ هم‌ با او به‌ تفریح‌ و گردش‌ می‌رفت‌. دلم‌ به‌ حال‌ پدرم‌ می‌سوخت‌. بخاطر مادرم‌ و بچه‌هایش‌ از صبح‌ تا شب‌ کار می‌کرد. اما چه‌ بی‌فایده‌، شب‌ها هم‌ با مادرم‌ دعوا می‌کرد. چون‌ بی‌توجهی‌هایش‌ را نسبت‌ به‌ زندگی‌ و بچه‌هایش‌ می‌دید.

بالاخره‌ اتفاقی‌ که‌ می‌ترسیدم‌ افتاد. یک‌ روز که‌ مثل‌ همیشه‌ علی‌ در خانه‌ ما بود پدرم‌ ناگهان‌ سرزده‌ وارد خانه‌ شد. هیچ‌ وقت‌ آن‌ روز را فراموش‌ نمی‌کنم‌. غوغایی‌ به‌ پا شد. علی‌ با پدرم‌ درگیر شد او را کتک‌ زد و از خانه‌ فرار کرد. مادرم‌ هم‌ با او رفت‌. پدرم‌ فردای‌ آن‌ روز تقاضای‌ طلاق‌ داد. بیچاره‌ حتی‌ شکایتی‌ هم‌ از مادرم‌ نکرد. در همین‌ گیرودار بودیم‌ که‌ پدرم‌ از غصه‌ دق‌ کرد و مرد. شاید هم‌ فکر آن‌ صحنه‌ که‌ مرد بیگانه‌یی‌ در خانه‌اش‌ بود، آزارش‌ می‌داد. بعد از مرگ‌ پدرم‌، من‌ و خواهرم‌ مجبور شدیم‌ پیش‌ مادرم‌ برویم‌. مادرم‌ هم‌ نگذاشت‌ چهلم‌ پدرم‌ بگذرد، با علی‌ معشوقه‌اش‌ ازدواج‌ کرد. علی‌ اخلاقش‌ بسیار بد بود. چون‌ مواد مصرف‌ می‌کرد، مادرم‌ را کتک‌ می‌زد. من‌ و خواهرم‌ را عذاب‌ می‌داد. یک‌ بار هم‌ علی‌ مشغول‌ کشیدن‌ تریاک‌ بود که‌ من‌ با او درگیر شدم‌ با سیخ‌ پاهایم‌ را سوزاند. به‌ گریه‌ افتادم‌. مادرم‌ هم‌ به‌ جای‌ اینکه‌ برای‌ دخترش‌ دلسوزی‌ کند با صدای‌ بلند از من‌ خواست‌ که‌ به‌ اتاق‌ دیگری‌ بروم‌ آن‌ شب‌ تا صبح‌ گریه‌ کردم‌ و می‌گفتم‌ چرا باید سرنوشت‌ من‌ این‌ گونه‌ می‌شد. چرا در این‌ خانواده‌ متولد شدم‌. چرا پدرم مرد و...

باقی در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

نقاشي با مداد paintitng whit pencil 
موضوع: دیگر جمعه 1390/02/09
besthack

besthack

besthack

besthack

براي ديدن عكس در اندازه واقعي روي آن ها كليك كنيد

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

بابا صداقت 
موضوع: دیگر چهارشنبه 1390/02/07
نامه سر گشاده

براي ديدين عكس در اندازه واقعي روي آن كليك كنيد

 

besthack.blogfa.com



نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

حادثه اي غير قابل درك 
موضوع: دیگر پنجشنبه 1390/02/01

یک صبح سه شنبه در حالی که عکاس به همراه تیم همراهش برای یافتن رد پایی از شیرها به سمت جنوب Madikawe حرکت می کنند به طور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و شیری در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه او روبرو می شوند. شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند. اما بر خلاف آنچه انتظار می رود، شیر ماده شکار خود را نمی خورد. عکاس که از دور شاهد این ماجراست شروع به تصویر برداری می کند. در زیر تصاویر این حادثه نادر را می بینید:

ماده شیر و لاشه شکاری که تازه از نفس افتاده است.

 برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی روی آن ها کلیک کنید

besthack.blogfa.com

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

ملا و شراب فروش 
موضوع: دیگر پنجشنبه 1390/02/01
سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست !
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند !
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم :
یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !
وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد!

"پائولو کوئیلو"

.



نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

در آستانه ی فاجعه ی بزرگ 
موضوع: دیگر چهارشنبه 1390/01/31
آخرين فرياد تنگ بلاغی،دشت پاسارگاد، و آرامگاه کوروش را بشنويد!
نامه ی سرگشاده به مردمان ايران و جهان

خانم ها و آقايان، همان گونه که روزنامه های رسمی حکومت جمهوری اسلامی ايران، خبر می دهند، دولت آقای احمدی نژاد قصد دارد هفته آينده سد سيوند را آبگيری کند. اين عمل که بی توجه به نظريات کارشناسان و اعتراض های مردمان فرهنگ دوست درايران و در سراسر جهان انجام می شود، در آستانه سال نوی ايرانی، يکی از غنی ترين و با اهميت ترين ميراث های فرهنگی و باستانی ايرانزمين را نابود خواهد کرد.
از جمله مناطقی که با اين آبگيری در خطر نابودی قرار دارد آرامگاه کوروش بزرگ است. او نخستين رهبر سياسی جهان بوده که بر رهایی انسان ها از بردگی و آزادی آن ها در انتخاب ارزش ها، فرهنگ ها، دين ها، و انديشه ها تأکيد کرده است. نمونه ای از فرمان او، به عنوان اولين منشور و درخشان ترين کوشش انسان دوران باستان برای برقراری حقوق بشر، اکنون درموزه بريتانيا و سازمان ملل وجود دارد.
خانم ها و آقايان، حدود دو سال پيش کميته بين المللی نجات پاسارگاد نامه ای خطاب به شما نوشت و خطر جدی اين آبگيری را به اطلاع شما رسانيد. در اين مدت اين کميته در کنار هزارها هزار مردم ايران و جهان که مشتاق حفظ گنجينه های تاريخ بشر هستند تلاش کرده است تا از اين حادثه شوم جلوگيری کند. ما به تمام سازمان های بين المللی ـ از سازمان ملل متحد تا سازمان يونسکو و سازمان های حقوق بشر که هر کدام وظيفه ای در قبال حفظ اين آثار بشری دارند ـ نامه نوشتيم و تقاضا کرديم جلوی اين عمل غيرانسانی را، که به مراتب گسترده تر از انفجار مجسمه بودا به دست طالبان است، بگيرند اما اکنون می بينيم که صدای حق طلبانه ی اين هزاران هزار انسان فرهنگ دوست به گوش هيچ کسی نرفته و سازمان ميراث فرهنگی ايران با همدستی وزارت نيرو و با پشتوانه ی دولت آقای احمدی نژاد با خيال راحت حق مسلم مردم ايران، يعنی ميراث چندين هزاران ساله ی مادران و پدران آن ها، را به آب خواهند بست

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

درخت تولدتان 
موضوع: دیگر دوشنبه 1390/01/29
بر اساس تاريخ تولدتان درخت مورد نظر را انتخاب نموده و درليست پايين آن را پيدا نموده و خصوصيات اخلاقي خود را مشاهده کنيد


درخت مربوطه
تاريخ تولد
درخت نارون
24 تير الي 3 مرداد
درخت سرو
4 مرداد الي 13 مرداد
درخت سپيدار
14 مرداد الي 22 مرداد
درخت سدر
23 مرداد الي 1 شهريور
درخت کاج
2 شهريور الي 11 شهريور
درخت بيد مجنون
12 شهريور الي 21 شهريور
درخت ليمو ترش
22 شهريور الي 31 شهريور
درخت زيتون
1 مهر
درخت فندق
2 مهر الي 11 مهر
درخت سماق کوهي
12 مهر الي 21 مهر
درخت افرا
22 مهر الي 1 آبان
درخت گردو
2 آبان الي 20 آبان
درخت شاه بلوط
21 آبان الي 30 آبان
درخت زبان گنجشک
1 آذر الي 10 آذر
درخت آلش
11 آذر الي 20 آذر
درخت انجير
21 آذر الي 30 آذر
درخت راش
1 دي
درخت سيب
2 دي الي 10 دي
درخت صنوبر
11 دي الي 21 دي
درخت نارون
22 دي الي 4 بهمن
درخت سرو
5 بهمن الي 14 بهمن
درخت سپيدار
15 بهمن الي 19 بهمن
درخت سدر
20 بهمن الي 29 بهمن
درخت کاج
30 بهمن الي 9 اسفند
درخت بيد مجنون
10 اسفند الي 19 اسفند
درخت ليمو ترش
23 الي 29 اسفند
درخت بلوط
1 فروردين
درخت فندق
2 فروردين الي 11 فروردين
درخت سماق کوهي
12 فروردين الي 21 فروردين
درخت افرا
22 فروردين الي 31 فروردين
درخت گردو
1 ارديبهشت الي10ارديبهشت
درخت سپيدار
11 ارديبهشت الي 24 ارديبهشت
درخت شاه بلوط
25 ارديبهشت الي 3 خرداد
درخت زبان گنجشک
4 خرداد الي 13 خرداد
درخت آلش
14 خرداد الي 23 خرداد
درخت انجير
24 خرداد الي 2 تير
درخت توس
3 تير
درخت سيب
4 تير الي 13 تير
درخت صنوبر
14 تير الي 23 تير


خصوصيات درخت ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

پارسه 
موضوع: دیگر یکشنبه 1390/01/28
besthack.blogfa.com


فیلسوف آلمانی فردریک هگل می گوید :

"اساس توسعه جوامع انسانی با تاریخ ایران آغاز می شود، و این نقطه ی سرآغاز تاریخ جهان است."

تخت جمشید (Takht -e- Jamshid) نام محلی است که پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.
توصیه می کنم بقیه مطلب رو تو ادامه مطلب بخونید

ادامه مطلب

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

چي بوديم چي شديم!!!! 
موضوع: دیگر پنجشنبه 1390/01/25
برای دیدن در اندازه واقعی روی عکس ها کلیک کنید

besthack.blogfa.com

besthack.blogfa.com

besthack.blogfa.com

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ღاحسانღ | لينک ثابت |

اگر مطالب اين وبلاگ را دوست داريد و آن را دنبال مي کنيد به شما پيشنهاد مي‌کنم اين کار را با استفاده از خوراک انجام دهيد تا درکنار اطلاع سريع از به‌روز رساني وبلاگ بدون مراجعه به وبلاگ مطالب را بخوانيد.
خوراک
Copyright 2011 - besthack.blogfa.com & Designer: GoleNarges Association